پاييز
 

 

 

Santa's Sleigh Merry Christmas & Happy New Year Presents Under The Tree


Tuesday, July 22, 2003

خيلي ذوق زده شده بودم خيلي هيجان انگيز بود ، از مرز ايران كه گذشتيم عمه گفت: آديك نگاه كن كوهاي آرارات ببين چقدر زيباست برگشتم نگاه كردم ديدم واي چه عظمتي چقدر زيبا هستن دشت آرارات و اون هلال زيباي مه كه دور كوه گرفته . اونجا از هر جاي ايروان كه نگاه مي كردي اين كوهارو ميديدي هميشه باهات بودن انگار تاريخ سرزمينت را برايت تعريف مي كردن ، جايي كه از كودكي آرزو ديدنش را داشتي خيلي احساس خوبي بود انگار همه چي به خودت تعلق داشت مال خودت بود احساس غريبي نمي كردي.


شبها با دوستامون ميرفتيم بيرون كافه اونجا تا ساعت ۱۰ شب هوا روشن بود و همه چي زيبا ، ارمنستان سرزمين كوهستاني و مردمش هم مثل كوه مي مونن محكم و استوار و اين استواري را در تمام اين سالها "ماسيس" بهشون ياد داده، نمي دونم ار كجاش براتون بگم از هواي تميزش از آب خنكي كه از كوها مي آمد اونجا توي شهر آبي كه براي خوردن توي خيابانها بود آبي بود كه ار چشمه ها مي آمد و سرد و خوشمزه بود ، تمام خيابانها موزه بود تمام بناها سنگي بود و كندكاري شده خيلي زيبا بود همش افسوس اينو  ميخورم كه ايكاش ۱۰ زودتر مي آمدم ، خوب بعد از فروپاشي شوروي خيلي خراب شده بود چون پول نداشتن بهش برسن اما داشتن تعمير ميكردن همه جاهارو مثلا ما نتونستيم ساختمان اپرا را ببينيم چون به علت تعمير بسته بود ، به مناسبت ۱۷۰۰ سالگي مسيحيت در ارمنستان يك كليساي بسيار زيبا ساخته بودن ميگفتن سومين كليساي بزرگ جهان و واقعا بزرگ بود ، بعد از اينا بناي شهيدان گمنام و ۲۴ آوريل را ديدم خيلي دوست داشتم ببينم و بالاخره به آرزويم رسيدم

رفتم موزه ۲۴ آوريل را هم ديدم  ، واي باورتون نميشه اگه بگم شبها اونقدر ستاره توي آسمان بود كه آسمان سفيد ميشد و واقعا زيبا بود ، آدم معتاد ميشد دلت نمي خواهد برگردي آفتابش اونقدر روشن بود كه حد نداشت درخشان بود و زيبا ، من عكس ها را بايد اسكن كنم بعد براتون مي گذارم توي يك قسمتي لينك ميدهم برين ببينين يا ميتوننين از توي سايت cilicia.com برين و ببينين بهرحال خيلي مي ارزه آدم بره ببينه من كه بهتون پيشنهاد ميكنم برين ببينين . يك روز هم رفتيم پيش دوستاي دانشجويي كه اونجا داريم چندتا دانشجوي ايراني هم بودن اونجا روزي كه زفتيم جشن پايان سال تحصيلي بود خيلي جالب و اينو بگم اونجا اين دانشجو هاي ايراني برنامه اجرا كردن يكيشون دف ميزد يكي سنتور و اونيكي تنبك و خيلي برنامه خوبي اجرا كردن يادي هم از سهراب كردن و شعري ازش خوندن ، اونجا كافه ها خيلي جالب بود هر كدومشون يك نوع موسيقي مي گذاشتن و اين خيلي با حال بود بعد ميزاي بيليارد وسط كافه بود كافه ها هم همشون توي فضاي باز بودن  خيلي خوب همه چي عالي بود همش سنگ بود همه جا جاي همتون خالي بود.


□ نوشته شده در ساعت 11:18 PM توسط ADIK







لينک هاي دوستان
آرمن
پاییز
گولیه
شیمبل
اندیش
وب نوشته هاي يک روح سرکش
حرفهاي تنهايي
خوابيده در جوب
lovestory
To BE OR NOT TO BE

Gardoon Persian Templates

[Powered by Blogger]