|
|
|
Thursday, May 15, 2003
● شما ها دوست داشتین اگر پدرتون از مسافرت خارج از کشور می آمد براتون چی سوغاتي می آورد ؟
خوب از اين خط اول نوشتم فکر کنم فهمیدین بابام از کانادا اومده جاي همتون خالی و اینيکی حرفم عمرا خاليبندي نیست یک چمدان پر شوکولات اورده ، به به چه شوکولاتايي.
میدونی دلم فراون برات تنگ شده، ای کاش بودي، میدونی تو خيلي وقت بود که فراموش شده بودي اين خواست تو نبود که من تورا فراموش کنم، خواست خودم بود اما بازی را تو باختی!
امروز امتحان پايان ترم ايتاليایی داشتم خوب بود آسون بود قبول ميشم .
و اما تو، تو ميتوني هرجور که دلت میخواهد دوستم داشته باشي اما من خيلی متاسفم که نميتونم تو را اونتور که دوست دارم دوست داشته باشم. اين يادت باشه زيبايي هاي اولين عشق هيچوقت نميمیره حتی اگه کسي برای دوست داشتن نمونده باشه.
این دریوری های منو ببخشید اما اين ناشي از افکار پراکنده منه و هیچکسي و هیچ چیزی بهتر از وبلاگ و وبلاگ دردلی پیدا نمیکنم
ای بابا هنوز پروژه پایانامه مونده نصفه کاره .... فکرش مثل کابوس میمونه بران تازه اونم مه تموم بشه یک امتحان مهم هم دارم که بعدا میگم
• چند پند براي آدمای چاقي که عاشق شکولات هستن
بابا بیخیال بریم شکولات بخوریم بیخیال جوش زدن زندگی دو روزه بگذار چاق شی چی میشه؟
عشق به يک چيز در زندگي هيچوقت تمامی نداره و اون خوردنه ، تا میتونين خوراکي بخورین
□ نوشته شده در ساعت 12:24 AM توسط ADIK
|
لينک هاي دوستان
آرمن پاییز گولیه شیمبل اندیش وب نوشته هاي يک روح سرکش حرفهاي تنهايي خوابيده در جوب lovestory To BE OR NOT TO BE
|