|
|
|
Monday, April 28, 2003
● آهاي بچه اون شيشه نوشابه ها را جمعش کن بيار تو زود باش ميخوايم ببنديم.
باشه اوستا اما آخه من گشنمه .
اي بابا جهنم که گشنته ميخواستي ساندويچتو ندي به اون مرتيکه با اون اسبش منم دلم براي اون کارگر بيچاره سوخت و يک تيکه از ساندويچمو دادم بهش بيچاره گناه داشت.
آقا يکي نيست جلوي اين يارو را با اون اسبش بگيره ايندوتا دارن تمام تهران را نابود ميکنن تا دو روز ديگه هيچ خوراکي براي ما نميمونه از عوامل مربوطه خواهش ميکنيم عاجزانه و ملتمسانه که جلوي اينارو بگيرن.
□ نوشته شده در ساعت 12:32 AM توسط ADIK
|
لينک هاي دوستان
آرمن پاییز گولیه شیمبل اندیش وب نوشته هاي يک روح سرکش حرفهاي تنهايي خوابيده در جوب lovestory To BE OR NOT TO BE
|