پاييز
 

 

 

Santa's Sleigh Merry Christmas & Happy New Year Presents Under The Tree


Thursday, September 05, 2002

دیروز تولد الهام بود ماهارو دعوت کرده بود یک کافی شاپ باحال منم بعد از کارم رفتم دیدم همه با دوستاشون اومدن این وسط فقط من تنهام کلی دلم گرفت یاد اون روزای قشنگ افتادم که اونقدر خوش بودم به دوستی خوبمون افتخار می کردم که حتي فکر اینروزای تنهايي رو هم نمیکردم دیروز واقعا حسرت میخوردم به اینکه دوستیمون هيچوقت نمی تونست بیشتر از اينا دوام داشته باشه ایکاش هیچ فرقی بینه من و تو وجود نداشت تا ما هم مثل بقیه ..... دیگه نمیدونم شماها فکر میکنین اين اختلافهای فرهنگی که بزرگترای ما تو ذهن ما گذاشتن ارزش از دست دادن دوستیها و دوستهارو داره شايد راست میگن شایدم اشتباه میکنن امروز ديگه نمیدونم چند روزه که مامان اینجا نیست مسافرت اگه دست خودش بود نمیرفت همه میگن اه آدیک تو چقدر غر میزنی نه من غر نمیزنم فقط خیلی خسته شدم حالا میفهمم مامان چقدر خسته میشه اما هیچی نمی گه کارشو انجام میده و همچی رو هرچی ما ازش بخواهیم بدون معطلي انجام میده و چقدر صبور چقدر جاش خالي

□ نوشته شده در ساعت 9:49 AM توسط ADIK







لينک هاي دوستان
آرمن
پاییز
گولیه
شیمبل
اندیش
وب نوشته هاي يک روح سرکش
حرفهاي تنهايي
خوابيده در جوب
lovestory
To BE OR NOT TO BE

Gardoon Persian Templates

[Powered by Blogger]