پاييز
 

 

 

Santa's Sleigh Merry Christmas & Happy New Year Presents Under The Tree


Saturday, September 14, 2002

آخر بد شانسي بود هيچي ديروز طبق معمول اين چند روز بچه ها اومدن دنبالم كه بريم باشگاه رفتيم توي راه يهو ديديم يكي از اين لنكروزاي لعنتي پشت سرمونه مام بيخيال ميرفتيم تا رسيدن كنارمون تنها كاري كه دوستم كرد سريع ضبط را خاموش كرد و فيسشو برداشت هيچي زديم كنار و هيچي بعد از كلي درگيري ولمون كردن جرممونم ايجاد آلودگي صوتي بود ميگفتن صداي ضبط خيلي بلند بود خلاصه به هر ترتيبي بود گذشت بعد از باشگاه رفتيم مهموني يكي از دوستان اونجام داشتيم ميرقصيديم و كلي شلوغ كرده بوديم ساعت نزديكاي 2 بود كه ديديم ريختن تو خونه يالا دخترا برين لباساتون بپوشين ميبريمتون آقا كجا ميبري بيا بشين با ما هاهاها خيلي بامزه بود همه زديم زيره خنده خلاصه مامان بابابي اين دوستمون و دوتا ديگه از مامان باباها بودن نزاشتن به ياروها رشوه دادن وموضوع تموم شد رفت هاهاها ديروز كاملا بد بياري بود تازه بعد از اينكه اينا رفتن تازه فهميديم كه همسايشون اينارو خبر كرده بود و در را هم براشون باز كرده بود واقعا چه آدم پستي

□ نوشته شده در ساعت 8:04 AM توسط ADIK







لينک هاي دوستان
آرمن
پاییز
گولیه
شیمبل
اندیش
وب نوشته هاي يک روح سرکش
حرفهاي تنهايي
خوابيده در جوب
lovestory
To BE OR NOT TO BE

Gardoon Persian Templates

[Powered by Blogger]